آبجی عزیزم دوست دارم بهت بگم که من خیلی نگرانتم. خیلی به فکرتم.
من نمیخوام نقش بد این قصه داشته باشم اما دلم برات میسوزه. قلبم آتیشه. چرا به فکر خودت نیستی؟؟؟؟
من میگم عمرت برای مردی بذار که لیاقت داره نه این مرد.
دوست دارم قضیه مشکل خواهرم بگم ولی میترسم یه آشنا یک در هزار وبلاگم بخونه.
فقط اینو بگم آقای ایکس که خواهرم له کردی . زنده میمونم تا له شدنت ببینم. خواهرم تا مرز سکته بردی مطمئن باش به این روز میفتی.
والله شدیدالعقاب
برچسب:
نویسنده: آوا اسدیان