دیروز سه شنبه صبح با همدم و دوتا پسرا رفتیم امامزاده نزدیک خونمون
همدم هماهنگ کرده بود که 1 رایگان بیاد مردم معاینه کنه.
مجبور شدبم بچه ها هم ببریم. البته بهشون خوش گذشت از بس بدوبدو کردن.
من منشی بودم و اسمای مریضا رو مینوشتم. حس خیلی خوبی بود که یک کار هرچند کوچک برای مستضعفان انجام بدی
برچسب:
نویسنده: آوا اسدیان